روی قبرم بنویسید

 

 

 

روي قبرم بنويسيد کبوتر شد و رفت زير باران غزلي خواند ، دلش تر شد و رفت چه تفاوت که چه خورده است غم دل يا سم آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت روز ميلا د : همان روز که عاشق شده بود مرگ با لحظه ي ميلا د برابر شد و رفت او کسي بود که از غرق شدن مي ترسيد عاقبت روي تن ابر شناور شد و رفت هر غروب از دل خورشيد گذر خواهد کرد دختری ساده که يک روز کبوتر شد و رفت.

سوپر عاشق

 

 

 

می دونی؟

یه اتاق باشه گرمه گرم....روشن روشن.....تو باشی من باشم

کف اتاق سنگ باشه سنگ سفید .....من تو رو بغل کنم تو نترسی....


که سردت نشه .....که نلرزی...

اینجوری که تو تکیه دادی به دیوار..پاهاتو دراز کردی...


منم امدم نشستم جلوتو بهت تکیه کردم...


با پاهات محکم منو گرفتی...دوتا دستاتم دورم حلقه کردی...

بهت میگم چشماتو می بندی؟ میگی اره...


بعد چشماتو میبندی... بهت میگم برام قصه میگی؟؟

تو گوشم؟

میگی اره ..بعد شروع می کنی اروم اروم تو گوشم قصه گفتن...

یه عالمه قصه طولانی  بلند که هیچ وقت تموم نمیشن


می دونی؟؟


می دونی میخوام رگ بزنم...


رگ خودمو...


 مچه دست چپمو...

 

یه حرکت سریع

 

یه ضربه ی عمیق


بلدی که؟

ولی تو که نمی دونی می خوام  رگمو بزنم..

 

تو چشماتو بستی

نمیدونی من تیغ رو از جیبم در میارم!


 نمیبینی که سریع می برم


 نمیبینی  خون فواره میزنه....

رو سنگایه سفید...

نمی بینی که دستم می سوزه...

تو داری قصه میگی دستامو میزارم رو زانوم

 خون میاد از دستم..

میریزه رو زانومو از رو زانوم میریزه رو سنگا


با سر انگشتم روی سنگ ها می نویسم

دوستت دارم تا آخرین نفس

ولی چاره ای جز این نداشتم

حیف که چشمات بستست و نمی تونی ببینی...

تو بغلم کردی..

میبینی که سرد شدم..


محکم تر بغلم  میکنی که گرم بشم


 میبینی نا منظم نفس می کشم

 

تو دلت میگی اخی دوباره نفسش گرفته


میبینی هرچی محکم تر بغلم میکنی سرد تر میشم


 میبینی دیگه نفس نمکشم


چشماتو باز میکنی میبینی من مردم

می دونی؟؟

من میترسیدم خودمو بکشم


از سرد شدن..


از تنها مردن..


از خون  دیدن..

وقتی بغلم کردی دیگه نترسیدم..

مردن خوب بود اروم اروم

گریه نکن دیگه..

من که دیگه نیستم چشماتو بوس کنم... بگم خوشگل شدیا...

بعدش تو همون جوری وسط گریه هات بخندی

گریه نکن دیگه خب ما که هیچ وقت به هم نمی رسیدم

 پس این عشق بازی مون رو با گریه تموم نکن

دل نازکم... نشکونش ....خب!

من برای اولین و آخرین بار

توی آغوش تو جون دادم

من به آروزم رسیدم، اما تو حلالم کن

سوگند

 

 

تو را به جان سپیده،سوسن و شبنم،تو را به ساقه ی گندم

تو را به سوره مریم،تو را به نازکی خواب یک بنفشه زیبا

تو را به بارش باران،تو را به آبی دریا،تو را به پاکی کوثر

تو را به قاصدک بی تاب،تو را به رویش نیلوفرانه در مهتاب

تو را به جان شقایق،تو را به لاله ی تب دار،تو را به گرمی آتش

تو را به لحظه ی دیدار،تو را به هق هق آرام و بی صدا

ســوگــند، بــــــــمــــــــان

بمان که گر تو بمانی بــــــــهـــــــار خواهد آمد     

بمان که گر تو بمانی دل زنده خواهد بود

بمان بهانه ی بودن

بمان دلیل سرودن

آغوش

 

 

آغوشتو به غیر من به روی هیچکی وا نکن

                                                   منو از این دلخوشی ها آرامشم جدا نکن

من برای با تو بودن پر عشق و خواهشم

                                                 واسه بودن کنارت تو بگو به هر کجا پر می کشم

منو تو آغوشت بگیر آغوشتو مقدس

                                                        بوسیدنت برای من تولد یک نفس

چشمای مهربونتو منو به آتیش می کشه

                                                نوازش دستای تو عادته ترکم نمیشه

چشمای مهربون تو منو به آتیش میکشه

                                                      نوازش دستای تو عادته ترکم نمیشه

فقط تو آغوش خودم دغدغه هاتو جا بذار

                                                     به پای عشق من بمون هیچ کس و جای من نیار

مهر لباتو رو تنو روی لب کسی نزن

                                              فقط به من بوسه بزن به روح و جسم و تن من

من واقا عاشق این آهنگ هستم ................

ماه من غصه نخور




ماه من غصه نخور، زندگی جذر و مد داره


دنیامون یه عالمه آدم خوب و بد داره

ماه من غصه نخور، همه که دشمن نمی شن


همه که پر ترک مثل تو و من نمی شن


ماه من غصه نخور، مثل ماها فراوونه


خیلی کم پیدا میشه کسی رو حرفش بمونه


ماه من غصه نخور، گریه پناه آدماس


تر و تازه موندن گل مال اشک شبنماس


ماه من غصه نخور، زندگی بی غم نمیشه


اونی که غصه نداشته باشه آدم نمیشه


ماه من غصه نخور، خیلی ها تنهان مثل تو


خیلی ها با زخم زندگی آشنان مثل تو


ماه من غصه نخور، زندگی خوب و بد داره

واسه عشق


خدا رو چه دیدی شاید فردامون باشه بهشت


ماه من غصه نخور، زندگی بی غم نمیشه


اونی که غصه نداشته باشه آدم نمیشه


ماه من غصه نخور دنیا رو بسپار به خدا


هردومون دعا کنیم، تو هم جدا منم جدا


تنها یادگار




تو برام يه همدم ، سنگ صبور بودي

تو شبهاي تارم چون نور بودي

يه روز مثل پرنده اي پر كشيدي رفتي

وقت رفتنت منو نديدي رفتي

نگفتي كه همدمت كجا بود

نگفتي كه راهت از من جدا بود

رفتنت گذشتنِ از ما بود

ولي يادت با من و اينجا بود

قصه عشق من و تو يه كتاب ناتمومه

اگه تو قصه نباشي ديگه كار ما تمومه

خوش سفر باشي الهي مقصدت هر جا كه باشه

دست خدا به همرات ، جاي تو خالي نباشه

هنوزم عكس قشنگت توي قاب ، روي ديواره

همين از تو مونده باقي ، برام تنها يادگاره

پرستو اگه میگم خدانگهدار دارم دروغ میگم



خدانگهدار عزیزم
اما نمیشه باورم
توی چشام نگاه نکناین لحظه های آخرم
آخه چطور دلم بیاد
چشماتو گریون ببینم
میرم ولی این و بدون
چشم انتظارت میشینم
میرم ولی گریه نکن
نذار از عشقت بمیرم
اگر توو اوج بی کسی

با عکست آروم بگیرم
میرم ولی بدون یکی
خیلی تو رو دوست داره
یکی که از دوریه تو
سر به بیابون میزنه
خدانگهدار عزیزم
خدانگهدار عزیزم
خدانگهدار
خدانگهدار
خدانگهدار عزیزم

ستاره






میتونی اما نمیتونی



ميتوني نگاهم نكني اما نميتوني جلو چشامو بگيري .

ميتوني بگي دوستت ندارم اما نميتوني بگي دوستم نداشته باش .

ميتوني از پيشم بري اما نميتوني بگي دنبالم نيا .

پس نگاهت ميكنم ، دوستت دارم ،تا ابد به دنبالت ميام

 

شکوفه ی اشک



وفا نکردی وکردم،جفا ندیدی و دیدم

                                          شکستی ونشکستم،بريدى و نبريدم

اگرزخلق،ملامت وگرز کرده،ندامت

                                         کشیدم از تو کشیدم،شنیدم از تو شنیدم

کی ام؟ شکوفه ی اشکی که در هوای تو هر شب

                                        زچشم ناله شکفتم ، به روی شکوه دویدم

مرا نصیب غم آمد ، به شادی همه عالم

                                         چرا که از همه عالم ،محبت تو گزیدم

چو شمع خنده نکردی مگر به روز سیاهم

                                          چو بخت جلوه نکردی مگر ز موی سپیدم

به جز وفا و عنایت ، نماند در همه عالم

                                          ندامتی که نبردم، ملامتی که ندیدم

 نبود از تو گریزی،چنين که بار غم دل

                                          زدست شکوه گرفتم،به دوش ناله کشیدم

جوانی ام به سمند شتاب می شدو از پی

                                            چو گرد در قدم او ،دویدم و نرسیدم

به روی بخت زدیده ،زچهر عمر به گردون

                                            گهی چو اشک نشستم ،گهی چو رنگ پریدم

وفا نکردی و کردم ،به سر نبردی و بردم

                                           ثبات عهد مـــــــــرا دیدی ای فروغ امیــــــــــــدم

دوستم داره یا...؟





رز زيباييست پس دوستم دارد

ندارد چون هيچ وقت برايم رز نخريد

پر پرش مي كنم رز را

دوست دارد مرا

دوست ندارد مرا

دوست دارد مرا

ندارد اگر نه رهايم نمي كرد

دارد چون نوبت گلبرگ دوست دارد! است

ندارد اگر نه رهايم نمي كرد

دارد اگر نداشت به سراغم نمي آمد

ندارد چون از ابتدا قصدش رفتن بود

دارد اگر قصد رفتن داشت چرا از ابتدا آمد ؟

ندارد خودت خوب مي داني

دارد چون جوابم را ندادي

ندارد ، آمد كه بسوزاند دلت را !

دارد اگر نداشت چكار به دلم داشت ؟

ندارد ، دل سوزاندن عادتش بود !

دارد چون نوبت گلبرگ دوست دارد ، است

ندارد ، نوبتي هم باشد دوستت ندارد

دارد ، چون دل به دل راه دارد

ندارد ، خودت را گول نزن ، دل هم به دل راه ندارد

دارد . . .

ندارد . . .

دارد . . .

ندارد . . .

چه داشته باشد چه نداشته باشد مهم نيست

به هر حال من دوستش دارم






















طنابه دور گردن







فقط به خاطر تو





?love


***ديروز با يه دسته گل اومده بود به ديدنم .

با يه نگاه مهربون . همون نگاهي كه سالها انتظارشو داشتم و از من دريغ ميكرد .

گريه كرد گفت دلش برام خيلي تنگ شده مي خواستم اشكاش رو از رو گونش پاك كنم ولي

نميتونستم .فقط نگاهش كردم .

اون رفت ولي سنگ قبر من خيس خيس بود . ..

***گفتم تو فرهاد مني..

گفتي تو شيريني مگر؟

گفتم خرابت ميشوم

گفتي تو آبادي مگر؟

گفتم فراموشم مكن

گفتي تو در يادي مگر؟


دوست دارم






به خاطره صداته که             واسه رنگه چشاته که

روی دل کوچیکه من           نشونه رده پاته که

فک میکنم    دوست دارم  دوست دارم 

دوست دارم  دوست دارم  دوست دارم 

قسم




قسم خوردم كه پا به پاي تو مسير جاده عشق را بپويم

اما جاده عشق همراهي نمي كند

قسم خوردم كه همراه تو آرامش درياي عشق را حس كنم

اما درياي عشق سرابي بيش نبود

قسم خوردم تا لحظه مرگ ، عشقي جز تو در قلبم نباشد

اما حس مي كنم تو عشقم را فراموش كرده اي

قسم خوردم تنها اميد قلب بيقرارم ، نگاه چشمهاي مهربانت باشد

اما تو نگاه زيبايت را از من ديوانه پنهان مي كني

قسم خوردم تا آخرين نفس دوستت بدارم و عاشقت باشم

اما مي دانم كه تو ديگر دوستم نداري

قسم خوردم جز عشق تو ، هيچ عشقي را به سراچه قلبم راه ندهم

اما فهميدم كه تو معناي عشق مرا از ياد برده اي

قسم خوردم از غم عشق تو ديوانه شوم و بميرم

اما فهميدم كه حتي براي مردن هم خيلي دير شده خيلي !

شايد هيچ وقت احساس مرا درك نكني و عشق مرا ناديده بگيري

اما سوگند يك عاشق ، هرگز شكستني نيست

پس باز هم قسم مي خورم كه هرگز و هرگز سوگندهايم را نشكنم

و تا پاي جان عاشق بمانم و عاشق بميرم

?love



خسته






چشمای منتظر





چشمای منتظر به پیچ جاده دلهره های دل پاک و ساده ، پنجره ی باز و غروب پاییز نم نم بارون تو خیابون خیس .

یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من میکوبه سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه ، غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده...

 چشمای منتظر به پیچ جاده دلهره های دل پاک و ساده پنجره ی باز و غروب پاییز نم نم بارون تو خیابون خیس .

 یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من میکوبه سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه ، غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده...

تو ذهن کوچه های آشنایی پرشده از پاییز تن طلایی تو نیستی و وجودم و گرفته شاخه ی خشک پیچک تنهایی!

یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من میکوبه سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه...

غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده...

تو ذهن کوچه های آشنایی پرشده از پاییز تن طلایی تو نیستی و وجودم و گرفته شاخه ی خشک پیچک تنهایی!

یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من میکوبه سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه...

غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده...
























جاده

با مداد رنگي روزه آمدنت را نقاشي ميکنم و جادهايه رفتنت را خط خطي! کسي برايه من نيست. بيا غلط هايه زندگيم را به من بگو و زيره اشتباهتم را خط بکش.بودنت مثله دريايي مرا در بر ميگيرد آنجا که تو هستي،مهيها هم نميتوانند بييند چه رسد به من..............................!!! کدام صبح ميايي؟ کدام چمدن ماله تست؟ کدام دست ترا به من ميرساند؟کدام روز ماله من ميشوي؟بيا که درده دلم را فقط تو ميفهمي

کاش مي ديدم چيست آنچه از کلام تو تا عمق وجودم جاريست! صداي قلب تو را ،پشت آن حصار بلند هميشه مي شنوم من در آن لحظه که صداي موسيقي احساس تو را مي شنوم برگ خشکيده ي ايمان را در پنجه باد رقص شيطاني خواهش را در آتش سبز! نور پنهاني بخشش را در چشمه ي مهر مي بينم..... کاش مي گفتي چيست آنچه از کلام تو ، تا عمق وجودم جاريست