دلم خیلی گرفته



دلم خیلی گرفته
از خودم، از تنهائیم، از ترسهای بی انتهام، از انتظار، از انتظار، از انتظار....
...
آره دلم خیلی پره
دلم گرفته
از تو، از اومدنت، از رفتنت، از نبودنت، از دوست داشتنت....
...
دلم گرفته
بخدا دلم گرفته
از خدا، از تو، از غمای رنگاوارنگ، از اینهمه دربدری، از این مترسکای بد، از همدلای بی منتها، از دلخوشیهای دمدمی، از آدمای مهربون
...
دلم گرفته
دارم میترکم
از دلی که دم به دم هوای گریه دارد، از چشمان خشکیده ام، از قطره اشکی که هیچوقت نبارید، از دلی که باید دوباره عاشق شود و نمی تواند....
...
دلم گرفت
دیگه طاقت ندارم
از این روزای بد، از حسرت های همیشگی، از مرگی که نمیرسد، از دردی که نمیرود، از تنهائی، از تنهائی، از تنهائی، از تنهائی، از تنهائی، از تنهائی، از تنهائی...
...
دلم گرفته خدا
دلم خیلی گرفته، دلم خیلی پره، دارم میترکم، دیگه طاقت ندارم.......

خوش به حال آسمون


خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگیره بی بهونه می باره ...
به کسی توجه نمی کنه ...
از کسی خجالت نمی کشه ...
می باره و می باره و ...
اینقدر می باره تا آبی شه ...
‌آفتابی شه ...!!!
کاش ...
کاش می شد مثل آسمون بود ...
کاش می شد وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی شی ...
بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده

 

من برای سالها مینویسم...سالها بعد که چشمانت عاشق میشوند...

افسوس که قصه ی مادر بزرگ راست بود...همیشه یکی بود یکی نبود

چرا؟؟؟؟


برایت خاطراتی برروی این دفتر سفید نوشتم

که هیچ کسی نخواهد توانست چنین خاطرات شیرینی را

برای بار دوم برایت بازگوید

چرا مرا شکستی؟ چرا؟

اشعاری برایت سرودم

که هیچ مجنونی نتوانست مهربانی ومظلومیت چهرهات راتوصیف کند

چراتنهایم گذاشتی؟چرا؟

چهره ی پاک ومعصومت را هزار بار برروی ورق های باقی مانده ی وجودم نگاشتم

چرا این چنین کردی بامن ؟چرا؟

زیبا ترین ستارگان اسمان رابرایت چیدم

خوشبو ترین گلهای سرخ رابه پایت ریختم

چرا این چنین شد؟چرا

من که بودم .که هستم

فاصله


گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست


بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست


گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن


گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست


پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف


تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست


گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت


جز عشق تو در خاطر من مشغلهای نیست


رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت


بگذار بسوزند دل من مساله ای نیست

مسافر


تو هرگز دلتنگی چشمانم را ندیدی،

 و تصویر خاموشی قلبم را در روشنای آرزوهایت...

تو فریاد سکوتم را در میان واژگان روزمره زندگی نشنیدی،

تو فرصتی نداشتی برای برداشتن سیب سرخی از دستانم،

فرصتی نداشتی برای باور کردن باورهایم،

جاده ها چنان تو را در خود گرفتار کرده اند،

که لحظه ای توان ایستادن نداری...

تو فرزند سفر بودی،

 و من نواده سکوت خویشتن...

دیگر انتظارت را به انتظار نخواهم نشست،

                                                        برو مسافر؛

                                   جاده قدم های تو را دلتنگ است...

تنهاترین


از این دله تنگ هر چه بگی بازم کمه

 

توی دفتر ثبت دلتنگی ها

 

میخوام جملتو تموم کنم اما نمیشه

 

میخام دیگه بس کنم اما انگار

 

خود دل میگه بگو


بیشتر از غم من بگو


بگو برای همگان تا بدانند

 

 دل تنهاترین است


و این تنهاترین بهترین است

و روزی که دفتر ثبت دلتنگی ها را دیگران ببینند

 

روزیست که من دیگه نیستم

 

و شاید این نوش دارویی باشد پس از مرگ دل

چیزی برام نمونده

كهنه فروش



كهنه فروش داد ميزنه :

چراغ شكسته ميخريم !

كفش هاي پاره ميخريم !

اسباب كهنه ميخريم !

بي اختيار داد ميزنم : كهنه فروش . كهنه فروش قلب شكسته ميخري ؟


كهنه فروش نگاهي بهش كرد و گفت : اين به درد ما نميخوره خيلي ترك داره . چرا نگهش نميداري ؟


_ ديگه به دردم نميخوره !

_ باشه اما كم ميخرم...


                           ((قلبمو خريد و رفت ... كاش هنوز داشتمش ))

می ترسم


می ترسم دنیا به پایان برسد...

و من در چشم تو جایی نداشته باشم...

می ترسم کلمات نتوانند شوق مرا به تو توصیف کنند

می ترسم کبوترانی که به سمت تو پرواز می دهم نارسا باشند

             شب طولانی شده است                                                         

                       و تا چشمان تو هست

                                    آفتاب جرات درآمدن ندارد....

اگه روزی....


شکسپیر:


اگه عاشق كسی شدی،

بهش نچسب، بزار بره

اگه برگشت كه ماله توئه

اگر برنگشت، سَم كه داری، خودتو بکش!

عشق های تو خالی

تو این شبای خط خطی ستاره های پاپتی

گم شدن و نیست توی راه فانوسک رفاقتی

به هر کی میخوای دل بدی دل میکنه به راحتی

دنیا چه آلوده شده به سم بی صداقتی

پاهای عشق و عاشقی تاول زده بگی نگی

انگار تموم زندگی گرفته بوی کهنگی

باید با دنیا کاری کرد بیشتر از اینها نشه بد

به پای عشق و عاشقی مرحم دلدادگی زد

باید دوباره تازه شد توی هوای رابطه

باید دوباره خط کشید رو هر چی رسم غلطه

                                                                                                                                               

n8bbkwf4mmtrxhac0oo1.jpg

عشق چیست؟

به گل گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..."


به پروانه گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من زیبا تر است..."


به شمع گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من سوزان تر است..."


به عشق گفتم: "آخر تو چیستی؟" گفت: "نگاهی بیش نیستم

اگه فکرمیکنی

اگه فکر میکنی که رفتنت باعث شکستنم میشه ؛ اگه فکرمیکنی

که بعد ازرفتنت اشک میریزم ؛ اگه فکرمیکنی که بانبودنت لحظه

هام خالی میشن؛ اگه فکرمیکنی که هرلحظه دلم برات تنگ

میشه؛ اگه فکرمیگنی که بی تومیمیرم؛ درست فکرمیکنی تو که

 
میدونی نبودنت رو تاب نمیارم پس بــــــــــــــــــــــــــــــــــمــون

اگه یکی رو دیدی...

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری رد میشی برمیگرده نگات میکنه بدون براش مهمی

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری می افتی برمیگرده با عجله میاد سمت تو بدون

براش عزیزی

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری میخندی برمیگرده نگات میکنه بدون براش قشنگی

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری گریه میکنی برمیگرده و میاد باهات اشک میریزه

بدون دوست داره

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری با یه نفر دیگه حرف میزنی ترکت میکنه بدون

عاشقته

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری ترککش میکنی فقط سکوت میکنه بدون دیوونته

اگه یکی رو دیدی که از نبودنت داغون شده بدون که براش همه چی بودی

اگه یکی رو دیدی که یه روز از بی تو بودن می ناله بدون که بدون تو میمیره

اگه یکی رو دیدی که بعد ازرفتنت لباس سفید میپوشه بدون که بدون تو مرده

اگه یه روز دیدیش که یه گوشه افتاده و یه پارچه سفید روش کشیدن بدون که واسه

 خاطر تو مرده

تمام ناتمام من با تو تمام می شود!


دستانم گرمی دستانت را می خواهد پس دستانم را به تو ميدهم

 

قلبم تپش قلبت را می خواهد پس قلبم را به تو ميدهم

 

چشمانم نگاه زيبايت را می خواهد پس نگاهم از آن توست

 

عشقم تمامی لحظات تو را می خواهند وبرای با تو بودن دلتنگی ميکنند

 

دل من همانند آسمان ابری از دوری تو ابری است

 

درخشش چشمانم همانند خورشيد درخشان انتظار چشمانت را می کشند

 

پس بدان اگر پروانه سوختن شمع را فراموش کند من هرگزفراموشت نخواهم کرد.

 

عاشـــــــقـــــــــانـــــــه دوســــــتت خواهــــــــــم داشـــــــــــت.