تو برام يه همدم ، سنگ صبور بودي

تو شبهاي تارم چون نور بودي

يه روز مثل پرنده اي پر كشيدي رفتي

وقت رفتنت منو نديدي رفتي

نگفتي كه همدمت كجا بود

نگفتي كه راهت از من جدا بود

رفتنت گذشتنِ از ما بود

ولي يادت با من و اينجا بود

قصه عشق من و تو يه كتاب ناتمومه

اگه تو قصه نباشي ديگه كار ما تمومه

خوش سفر باشي الهي مقصدت هر جا كه باشه

دست خدا به همرات ، جاي تو خالي نباشه

هنوزم عكس قشنگت توي قاب ، روي ديواره

همين از تو مونده باقي ، برام تنها يادگاره