کسی ما را نمی جوید

کسی ما را نمی پرسد

کسی تنهایی ما را نمی گرید

دلم در حسرت یک دست

دلم در حسرت یک دوست

دلم در حسرت یک بی ریای مهربان مانده است

کدامین یار مرا می برد

تا انتهای باغ بارانی ؟!

کدامین آشنا آیا به جشن چلچراغ عشق دعوت می کند مرا؟!

و اما با توام ای آنکه بی من مثل من تنهای تنهایی

تو که حتی شبی را هم به خواب من نمی آیی

تو حتی روزهای تلخ نامردی..نگاهت

التیام دستهایت را دریغ از ما نمی کردی

من امشب از تمام خاطراتم ..با تو خواهم گفت

من امشب با تمام عشق  تو را خواهم خواند

که تویی تنها معبودم......