پس خودت چی؟؟
به یه جایی که میرسی..وقتی دستت از همه چیز کوتاهه..
وقتی همه ی راهها بن بسته...وقتی شدت درد از قدرت
تحملت فراتره..
وقتی دیگه آروم اشک ریختن جواب نمی ده..
وقتی داری بی صدا میشکنی و به روت نمیاری...
وقتی زخمت به جای اینکه بهتر بشه
روز به روز جا باز می کنه و بدتر میشه..
باید قید زندگی رو بزنی و فقط سعی کنی زنده بمونی...
یک مرده ی متحرک..
چرا باید همیشه به این فکر کرد که چی به صلاحه دیگرانه..
پس خودت چی؟؟
+ نوشته شده در شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 16:37 توسط یکی که....
|
من اگر عاشقانه می نویسم