دارم میرم...
واسه اينکه خيلي چيزا بمونه بايد نباشم
گاهي ماهي واسه موندن بايد از آب جدا شه
گاهي هم بايد بميري تا که يک زندگي نو شه
بهتره گلي نباشه تا باغ گل ها درو شه
دارم از دستاي عشقت يه جورايي رها ميشم
اگه شاه بازيه عشق تو ديگه مات و من کيشم
دارم ميرم که از نو شم
گلم نگو که بي رحمي
ميخوام حرف بزنم روراست
اين حرفارو ميفهمي...؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 18:50 توسط یکی که....
|
من اگر عاشقانه می نویسم