همیشه فکر می کردم
همیشه فکر می کردم که باید مهربون باشم
بدون کبر و خودخواهی یه یارهمزبون باشم
همیشه فکرمیکردم که دنیا بی بدی خوبه
تمام فکر و ذهن تو برای عاشقی بوده
همیشه فکر میکردم اگر باشم بدون ننگ
نشم همسایه زشتی و یا بیمار پر نیرنگ
تو من را دوست می داری همان دردانه نابی
ولی افسوس و صد افسوس که خوبی در جهان مرده
بدی هر دم به جای او شده محبوب بی توبه
+ نوشته شده در چهارشنبه ۸ تیر ۱۳۹۰ ساعت 9:48 توسط یکی که....
|
من اگر عاشقانه می نویسم