تنها دل ما دل نیست...
میتوانستم ناله کنم...
خندیدم میتوانستم شکایت کنم...
قدردانی کردم میتوانستم فریاد بزنم...
سکوت کردم میتوانستم نفرین کنم...
دعا کردم میتوانستم ویران کنم...
ساختم میتوانستم تحقیر کنم...
خود را شکستم میتوانستم برانمت...
بدرقه ات کردم یادم باشد..
حرفی نزنم که به کسی بربخورد نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد راهی نروم که بیراه باشد خطی ننویسم که آزار دهد کسی را یادم باشد که روزگار خوش است ...
خب تنها دل ما ... دل نیست
+ نوشته شده در جمعه ۲۶ فروردین ۱۳۹۰ ساعت 18:54 توسط یکی که....
|
من اگر عاشقانه می نویسم