به کجاچنین شتابان
"به كجا چنين شتابان؟"
گون از نسيم پرسيد.
- "دل من گرفته زينجا،
هوس سفر نداري
ز غبار اين بيابان؟"
- "همه آرزويم؛ اما
چه كنم كه بسته پايم..."
- "به كجا چنين شتابان؟"
- "به هر آن كجا كه باشد به جز اين سرا سرايم..."
- "سفرت به خير؛ اما، تو و دوستي، خدا را
چو از اين كوير وحشت به سلامتي گذشتي،
به شكوفهها، به باران،
برسان سلام ما را.
گون از نسيم پرسيد.
- "دل من گرفته زينجا،
هوس سفر نداري
ز غبار اين بيابان؟"
- "همه آرزويم؛ اما
چه كنم كه بسته پايم..."
- "به كجا چنين شتابان؟"
- "به هر آن كجا كه باشد به جز اين سرا سرايم..."
- "سفرت به خير؛ اما، تو و دوستي، خدا را
چو از اين كوير وحشت به سلامتي گذشتي،
به شكوفهها، به باران،
برسان سلام ما را.
+ نوشته شده در شنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۰ ساعت 17:35 توسط یکی که....
|
من اگر عاشقانه می نویسم