كهنه فروش داد ميزنه :

چراغ شكسته ميخريم !

كفش هاي پاره ميخريم !

اسباب كهنه ميخريم !

بي اختيار داد ميزنم : كهنه فروش . كهنه فروش قلب شكسته ميخري ؟


كهنه فروش نگاهي بهش كرد و گفت : اين به درد ما نميخوره خيلي ترك داره . چرا نگهش نميداري ؟


_ ديگه به دردم نميخوره !

_ باشه اما كم ميخرم...


                           ((قلبمو خريد و رفت ... كاش هنوز داشتمش ))