امتحان عشق
درجلسه امتحان عشق
من مانده ام و یک برگه سفید
یک دنیا حرف ناگفتنی
ویک بغل تنهایی و دلتنگی...
درد* دل من در این کاغذ کوچک جا نمی شود
د ر این سکوت بغض آلود
قطره کوچکی اشک سرسره بازی می کند
عاشقانه قطره را به آغوش میکشد
عشق تو نوشتنی نیست
باتودر برگه ام کنار آن قطره
یک قلب کوچک می کشم
وقت تمام است
برگه ها بالا.....
+ نوشته شده در پنجشنبه ۹ دی ۱۳۸۹ ساعت 18:37 توسط یکی که....
|
من اگر عاشقانه می نویسم